سعدی میگويد:
|
هر كه عشق اندر او كمند انداخت |
|
بمراد ويش به بايد ساخت |
|
هر كه عاشق نگشت ، مرد نشد |
|
نقره فائق نگشت تا نگداخت |
حافظ میگويد :
بلبل از فيض گل آموخت سخن ، ورنه نبود اين همه قول و غزل ، تعبيه در منقارش
سعدی میگوید:
چه حاجت به شمشیر قتل عاشق را ...... حدیث دوست بگویش که جان برافشاند
* * * * *
خواهی که سخت وسست جهان بر تو بگذرد
بگذر ز عهدسست و سخنهای سخت خویش
* * * * *
در طریق عشقبازی امن وآسایش بلاست
ریش باد آن دل که با درد تو خواهد مرهمی
* * * * *
خوشتر از فکر می و جام چه خواهد بودن
تا ببینم که سرانجام چه خواهد بودن
غم دل چند توان خورد که ایام نماند
گو، نه دل باش ونه ایام چه خواهد بودن
مرغ کم حوصله را گو که غم خود خور که براو
رحم آنکس که نهد دام چه خواهد بودن.
بزرگ مردي كه نام نيكش در شعر و ادب ايران جايگاه ابدي براي خود سرشت، نامش خواجه شمسالدين محمد حافظ شيرازي است.او در سال 726 هجري در شيراز متولد شد و پس از 65 سال زندگي را بدرود گفت. .
حافظ عارف معارف الهي و حافظ قران است. دانشمندي است بزرگ و حکيمي دانا، شاعري توانا، ابرمردي سترگ از بي همدمي مينالد و ميگويد:
سينه مالامال درد است اي دريغا مرهمي
دل ز تنهايي بجان آمد خدا را همدمي
اشعارش سوز و گداز است، کلامش راز و نياز
طراز پيرهن زرکشم مبين چون شمع
که سوزهاست نهاني درون پيرهنم
کلامش کلام دل و بيانش بيان احساسي عميق و عارفانه.
شعر حافظ در زمان آدم اندر باغ خلد
دفتر نسرين و گل را زينت اوراق بود
حافظ به طرز انديشه و شعر و کلام و عرفانش اعتقاد دارد و خوش ميسرايد:
صبحدم از عرش مي آمد خروشی، عقل گفت
قدسيان گویی که شعر حافظ ازبر ميکنند
براي دوستداران شعر شيواي حافظ غزلياتي انتخاب شده تا در هر حال از آن اشعار عرفاني که سراسر ذوق است و شوق و عرفان و حکمت و آيه و حديث بهره مند شوند چنانکه خود فرموده:
صبحخيزي و سلامت طلبي چون حافظ
هر چه کردم همه از دولت قرآن کردم
میدونم که همه در مورد حافظ ( لسان الغيب ) تمامی این مطالب رو شنیده اند اما به دوباره خوندنش می ارزه چون ما ایرانی هستیم و باید در این مورد کاملا غنی باشیم.
حالا اگه بازم می خوای از (( اشعار مشهور )) حافظ بدونی کلیک کن. ![]()
