|
آزاده وساده |
خوش آنکه در این زمانه آزاده بزیست
خرسند به هر چش که خدا داده بزیست
وین یک دم عمر را غنیمت بشمرد
آزاده و با ساده و با باده بزیست .

|
غم |
تا کی غم آن خورم که دارم یا نه
وین عمر به خوشدلی گذارم یا نه
پر کن قدح باده که معلوم نیست
کاین دم که فرو برم ، برآرم یا نه .
|
خوشدلی |
من می نه ز بهر تنگدستی نخورم
یا از غم رسوایی و مستی نخورم
من می زبرای خوشدلی میخورم
اکنون که تو بر دلم نشستی نخورم .

|
|
از منزل کفر تا به دین یکنفس است
وز عالم شک تا به یقین یکنفس است
این یک نفس عزیز را خوش میدارد
کز حاصل عمر ما همین یک نفس است .
ای ول بابا نظر یادت نره ![]()





